رفتم خونه در ین روز های که کفگیر به تهی دیگ خورده غنیمت بود
وضع اقتصادی شوهری خراب است این روز ها.
به خاطر همین نبود آب وبرق وگاز درست حسابی مجبور شدم با دخترک برویم حمام عمومی وشوهری مارا برد وبعد آمد دنبال مان
اون روز بی جهت دلم گرفته بود ومیدانستم باز روز های دردناک و همراه با عصبانیت داره شروع میشه
وقتی از حمام آمدم دیدیم وای .......پری خانم تشریف آوردند ودل درد وکمر درد شدید, خزیدم زیر کرسی
وشوهر جان بیچاره که در این چنین وقت های خیلی مهربان میشه آمد چای نبات درست کرد خوردم وکمی خوابیدم
شب هم گفت نمیخواد غذا درست کنی
پنجشنبه هم مرخصی بود که به جمعه خورده بود وخیلی خوب بود
مادرم اینها که پاکستان بودند داشتند برمیگشتند وقرار بود اگر خدا بخواهد روز پنجشنبه بیایند
صبح پنجشنبه اول صبح زود بیدار شدم وبعد از خوردن صبحانه در کرسی گرم دوباره خوابم برد وتا ساعت 11 خواب بودم از زور همین پری خانم
ساعت یازده بلند شدم ویک نهار مختصری درست کردم خوردیم ودیگه کم کم حالم بهتر شد
دوباره به مادرم زنگ زدم گفتند بین راهیم واحتمالا تا 4 میرسیم
ساعت 2 من وخواهرم که با هم همسایه ایم رفتیم خونه مادرم اینها
خواهرم شروع کرد به جارو کردن وتمییز کردن خونه ومن هم آمادگی شام را گرفتم قرار شد شب
(کیچیری گوشت لند) درست کنم در پی نوشت در موردش کمی معلومات میدهم
گوشت های خشک در آب گرم کمی جوش دادم وبرنج را پاک کردم وخیس کردم
سبزی اسفناج را هم تمییز کردم وشستم وپختم
وبعد غذا را پختم
چای آماده کردم ومنتظر ماندیم بلاخره مادرم وخواهر برادرهام آمدند خیلی خوشحال شدیم هم به خاطر اینکه
خوب راه های پر خطری را بخیر پشت سر گذرانده بودند وهم بعد از کلی آزمایش معلوم شد قلب مادرم سالم
است وتنها تیروهید شان پر کاره دارو گرفته بودند والان خوب بودند
دخترک از شادی بالا وپایین میپرید
یکی یکی حمام کردند وهمه باهم نشستیم چایی خوردیم وبعد هم غذا وگرفتن سوغاتی ها
مادرم برای همه ما خواهر ها (ما پنج خواهریم که یکی خیلی کوچلوست ) نفر یک دست لباس پنجابی آورده
بود که پارچه اش نخی هستش وخیلی خوشکل است
وبرای من وخواهرم که بعد از منه یک یک دانه بلوز زمستانی برای دخترکم یک پالتو خوشکل صورتی ویک شلوار نارنجی ویک اسباب بازی
برای شوهر های ما هم نفر یک دست لباس مخصوص اینجا (میدانید که لباس مردانه ما وپاکستانی ها یک مدله دیگه؟)
ویک شیشه بزرگ عسل وکلی خرت وپرت دیگه
اخر شب آمدیم خونه وخوش خوشحال
صبح جمعه هم مثل همیشه بیدار شدیم با یک صبحانه مفصل که نهار میل به غذا نداشتیم کمی فیلم نگاه
کردیم بعد میوه برداشتم ورفتیم بیرون یک منطقه هستش که تفریحی است وکمی از شهر دوره
منطقه با صفایست کنار یک شاخه از (هر.ی رود) اسمش که باید برای شما آشنا باشه زیرا سرانجامش میرسه به کشور شما درسته؟
میوه خوردیم وکمی من راننده گی کردم که باز شوهری میخواست داد وبیداد کنه که چرا دیر دنده عوض میکنی که مهلت ندادم
ودیگه فهمیدم من ازین شوهر رانندگی یاد نخواهم گرفت باید بروم کلاس رانندگی
برگشتنی یک سر رفتیم خونه مادرم ودوباره آمدیم خونه خودم شب هم یک پیاله شیر خوردم باعسل
زودتر خوابیدیم که ساعت های 11 شب بود که از درد بیدار شدم
مسمومیت شدید دل پیچه وحالت تهوع
مردم از بس هی رفتم دستشویی و هی بالا آوردم (روتون به دیوار) بلاخره شوهری هم بیدار شد وبیچاره نشست کنارم هر چی گفت برویم دکتر
قبول نکردم دخترک خواب بود وباید خواهرم که نزدیک ماست را هم بیدار میکردیم تا دخترکم را نگه دارد ومن نخواستم خواب دیگران خراب شه
کمی داروی گیاهی خوردم خلاصه تا ساعت 3 شب من درد کشیدم تا بلاخره به زور استامینفن کدویین خوابم برد
صبح باز ساعت شش طبق معمول ساعت مبایل زنگ زد با اینکه اصلا حوصله نداشتم بازهم رفتم کلاس زبان
وبعد هم آمدم دفتر امروز ساحه نمیرویم ومن نمیدانستم وگر نه نمیامدم
دخترک را هم با خودم آوردم سر کارمخیلی اصرار داشت سر کار جدیدم را ببیند
الان بهترم با اینکه ضعف دارم ولی حالم بهتره خوبه خونه نماندم حد اقل ازین فرصت استفاده کنم وبروم وبلاگ ها را بخوانم
پ ن:اینجا برای زمستان گوشت را خشک میکنند البته گوشت گوسفند ویا بعضا گوساله که یک رسم قدیمی مانده تا جایی که من میدانم در سابق
شما هم گوشت خشک درست میکردید نمیدانم کسی از شما ها خورده ویا حد اقل اسمش را شنیده یانه
یک غذای که خیلی هم درشهر من معروفه همین کیچیری گوشت لند میباشد که گوشت خشک را ازقبل
خیس میکنند وبعد از یک برنج مخصوص ما براش میگیم برنج لیلافر یا نمیدانم شاید همان نیلوفر همراه با ماش
را خیس میکنیم واول گوشت ها را در زود پز میگذاریم بپزه .
وپیاز را در روغن سرخ میکنیم وبعد آب این گوشت را میریزیم در پیاز داغ نمک اضافه میکنیم وبعد برنج را هم اضافه میکنیم
باید روی برنج یک بند اانگشت آب ایستاده باشد
آب برنج که جذب شد برنج را دم میکنیم وگوشت ها را هم در کنار برنج میگذاریم باید حد اقل دوساعت دم کشد
البته بعضی ها در این غذا ادویه هم استفاده میکنند مثل زیره وزردچوبه که من طرفدارش نیستم
غذای لذیذی هستش مخصوصا در روز های سرد زمستان
میشود همین غذا را باگوشت معمولی هم به همین شکل پخت که خیلی هم خوشمزه هستش
همه چیز در پروفایل ذکر شده