شروع دوباره کار

سلام دوستان خوبم دلم ,برای همه تان تنگ شده

با گوشی قبلی نمیتوانستم پست بگذارم عوضش کردم

درین مدت اتفاقات زیادی افتاده که دیگه اکثرا یادم رفته مهم ترینش اینکه نیم طبق بالای خونه ام را بلاخره تکمیل کردیم و پذیرایی دار شدیم 

این مدت خونه نشینی کار خاصی نکردم جز مادری و خانه داری .اوایل برایم سخت بود و کسل کننده کم کم عادت کردم و خوب میگذشت آنقدر هم دنبال کار گشتم و گشتم که نگو هر قدر از طریق سایت های کار یابی اپلای میکردم شارت لیست میشدم و انترویو ولی اتتخاب نمیشدم دیگه کم کم دلزده شدم و اصلا وارد این سایت ها نمیشدم یا درد و دریغ پذیرفته بودم که باید بعد این همه درس و سابقه کاری بشم خونه نشین، سخت بود ولی کنار بچه هاقابل تحمل حد اقل خوش بودم پسرکم از مهر مادری بهره میبرد.

ولی به شدت به مشکلات اقتصادی ما افزوده شد  مخصوصا برای خانه کلی هزینه کرده بودیم و خوب نیاز به کار من از قبل هم شدیدتر شد.

بلاخره به یکی از همین سایت های کاریابی از ایمیل من خوهرم اپلای کرده بودکارش  در بخش زنان مخصوصا در بخش زنانیکه تحت شکنجه قرار داشتند یا از طرف همسر یا خانواده خودشان که  یک دفتر معروف است بمن زنگ زدندنمیخواستم اصلا به انترویو بروم ولی بازهم رفتم بلاخره بعد از سه انترویو انتخاب شدم کار خوبی است من کار کردن با زنها آنهم زنان محروم کشورم را دوست دارم امروز اولین روز کاری من است که آمدم درین دفتر ،دفتر بزرگی است با کلی پرسونل و کارمند .و بهتر اینکه ریس اش هم خانم است تنها ریسکش این است که باید ماهی یکی دو بار به سفر در ولایات (استان)  های دیگر برویم تا از آنجا مانیتورینگ یا ارزیابی کنیم واین سفر ها کوتاهست در حد دو یا سه روز  تا یک هفته ولی بدون محارم و خوب با دیگر خانمهای همکار میروم ومشکلی نیست از لحاظ امنیتی هم که در هیچ جای کشور من امنیت نیست این شد که بعد از هفت ونیم ماه بیکاری بلاخره دوباره کار پیدا کردم آنهم یک کاار نسبتا خوب انشالله که موفق باشم .حقوقش هم نسبتا خوبه با دیگر امتیازات  میشود 650 دالر که تبدیلش به پول ما خوب است میصرفه.دفتر همه همکاراش افغان هستند فقط اسپانسر هاش موسسات خارجی میباشند .

ازین پس انشالله بیشتر پست میگذارم و فعالتر میشم 

سعی میکنم از قضایای که در مورد خانم های که به ما مراجعه میکنند پست بگذارم اگر نگذاشتم شما از من بخواهید چون درد های پنهان جامعه من نا شنیده مانده است

 ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺧﻮﺑﻴﺪ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ﺑﺨﺩا

ﺩﻟﻢ ﺑﺮاﻱ ﻫﻤﻪ ﺗﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺪﺕ ﺩﻭﺭ اﺯﻳﻨﺠﺎ ﻛﻼ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻓﺮاﻣﻮﺷﻤ  ﺷﺪﻩ ﻣﻴﺎﻡ ﺑﺰﻭﺩﻱ ﻣﻔﺼﻞ ﻣﻴﺘﻮﻳﺴﻢ

 

ﮔﻮﺷﻲ اﻡ ﺭاﻋﻮﺽ ﻛﺮﺩﻡ اﻳﻦ ﻳﻜﻲ اﺻﻼ ﺭاﻩ ﺩﺳﺘم ﻧﻴﺴﺖ

 

اﻭﻝ ﻛﻪ ﺑﻼﮔﻔﺎ ﺑﺎﻣﺒﻞ ﺩﺭ اﻭﺭﺩ ﺑﻫﺮ ﻗﺪﺭ ﺳﻌﻲ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﺑﻼﮔﺴﻜﺎﻱ ﻧﺸﺪ اﻳﻤﻠﻢﺭا ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩ

ﻌﺪ ﻫﻢ ﻣﺪﺗﻲ ﻧﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻢ

 

ﻭﺁﺧﺮﻱ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻛﻼ اﺯ ﻣﻮﺩ ﻭﺑﻼﻙ ﻭﻧﻮﺷﺘﻦ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺷﺪﻡ ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻂﻮﺭ ﻣﻴﻨﻮﺷﺘﻢ

 

اﻻﻥ ﻫﻢ ﭘﺴﺮﻙ ﮔﻴﺮ ﺩاﺩﻩ ﺑﻪ ﻛﻮﺷﻲ ﺩاﺭﻩ اﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺭﻩ ﭘﺴﺖ ﻗﺒﻠﻲ اﻣﺘﺤﺎﻧﻲ ﺑﻮﺩ اﻧﺸﺎﻟﻠﻪ ﺟﺒﺮاﻥ ﻣﻴﻜﻨﻢ

 

 

 

 

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺳﻼﻡ