ادامه پست قبلی
بزرگترینبرادرمکهبعدازمنو. دوخواهربعدیمنهوتقریبامیشهگفتمرد. خانوادهاستآنهمدرجامعهکهزنهیچکاریرابهپیشبردهنمیتواند. میخواهد. ازدواجکندآنهمبهسبککاملاسنتیوبعد. ازچندجاکهمادرخواستگاریرفته (مافقطخواهرومادربقیهفامیلاگردوستداشتند. میتوانند. خواستگاریبروندودامادنمیرود ) ودخترینپسندیدندویاماپسندیدیمآنهانپسندیدیندوایچقدرمشکلشدحالااینبرادرهسر. لجولجبازیرابامادربقیهگذاشتهکهشمادلتاننمیخواهدمنازدواجکنمشمادوست نداریدبرایمنکاریبکنید .
خلاصه این کشمکش باعث ناراحتی جر وبحث شده وهمه ناراحت از آن طرف خواهر کانادایی رفته مادر را نصیحت کند مادر از او ناراحت شده وخلاصه من این وسط یکبار به افغانستان زنگ زنم با مادر. بقیه خواهر برادرها حرف و نصیحت واز آنطرف هی گریه و غصه یکبار به خواهر زنگ زنم او را نصیحت واو بغض وگریه
خلاصه خواستم بگم فاصله ها خر است الان بعد از یک ساعت ورزش در باشگاه وخوردن یک گیلاس چای سبز وانگور با همسر یک کم بهترم .راستی همسرم یکی از نکات منفی اش اینه که هیچ وقت دوست نداره من غصه و مشکل خانواده ام را بکشم اینه که دید از صبح دارم حرف میزنم و پرسید اما من هیچی نگفتم همش هم خندیدم با پرتقالی درگلو ,تا نفهمد که اگر به فرض یک کم صدایم بلندتر شود. سر. بچه ها یا عصبی شوم میگه چرا باید مشکلات بقیه زندگی مرا خراب کند. ؟بی انصاف است مگه نه ؟میبینید اینجا چقدر راحت حرف میزنم در. اینستا یک چند. نفری هستند. که با آنها راحت نیستم در واقع دوست فامیل واقعی اند 😒😒😒من بس کنم تا بلاگفا اینارم قورت نداده
همه چیز در پروفایل ذکر شده