سه شب است تا دیر وقت بیدارم

جمعه شب به عروسی بودم ساعت 2 خوابیدم

شنبه شب جاری دعوت مان کرد وبا خانواده مادر شوهر که مجبور بودیم عشوه های خرکی خواهر شوهری

(بشکه زهر مار ) را تحمل کنم وحرف ها. زخم زبان هاش  را  هر دو خواهر شوهر هام در مکتب خصوصی معلم اند

وازین طریق سفری دارند بسوی دیار شما (به دلیل سوء تفاهم این قسمت جمله حذف شد)

یکشنبه شب خانواده مادرم زمینی حرکت کردند به طرف پا.کس.تان وتا 2 شب بیدار بودیم

و2 شب آنها را رساندیم به ترمینال وتا رسیدیم خانه 3 شب شد

این طوریست که الان خونه ما مثل بازار شام است و از طرفی این روز ها هر روز باید بریم شهرستان بخاطر کار واین وسط  چشم هایم  از بیخوابی میسوزد

امتحان انگلیسی پایان ترمم را هم دیروز دادم رفت ببینم نتیجه اش چی میشه

دوتا برادرهام امسال کانکوری هستند وامتحان دادند دعا کنید کامیاب بشند

اینجا تعطیلی ها ما در زمستان است بخاطر همان نبود امکانات

واینطوریست که کانکور ما درین روز هاست اینم برای معلومات

دیگه اینکه خوب خوش باشید

 
پ:ن من معذرت میخواهم به خدا اصلا منظور بدی نداشتم ولی انگار دوستان برداشت سوء داشتند