پروژه مون داره تمام میشه به همین زودی قرار بود تمدید بشه که هنوز معلوم نیست گویا نمیخواهند تمیدیدش کنند

تا اخر سیپتامبر سر کار هستیم وبعد بیکار...............

بیشتر قرض هامون را دادیم به خاطر خانه خیلی دست مان تنگ شد وبه قرض وقله افتادیم ولی هنوز هم نیاز شدید به پول داریم دست مون تنگه کاش این پروژه تمدید میشد

نمیدانم بعد از عمری دارم بی کار میشم اصلا نمیدانم بی کاری چطوریه ؟از طرفی خوبه ولی  بی پولی را چکار کنم؟

مدتیه دخترک وبابایش بد جوری گیر دادند به نی نی ولی من زیر بار نرفتم همین الان  هم دخترک اطاق نداره باز دومی را چیکار کنم من منتطر بودم طبقه بالایی خونه مون را بسازیم  وپایین را بدهیم به رهن کامل  طبقه بالایی بزرگتر میشود چون پاینیی به خاطر پارکینگ کوچک شده وبالا بزرگ ودل باز میشه ولی پولی نداریم برای ساختش و خوب فعلا هیچی.....

از همه مهمتر ماشین ،ماشین هم نداریم من دخترک را با موتر سیکلت بزرگ کردم ومیدانم بچه کوچیک روموتر چقدر سخته تو آفتاب وسرما ودیگه اصلا نمیخواهم یکی دیگه را روی موتر این بر اون بر ببرم آن هم منی که هر روز به خاطر کار از خانه بیرون میرفتم سختم بود

یکی دیگه از شرط هام داشتن ماشین است که هنوز نداریم از همه مهمتر میترسم واقعا میترسم از دوباره بچه دار شدن

ولی چاره نیست اینجا رسم یک بچه نیست حد اقل باید چهار تا داشته باشی

و من میخواهم فقط یکی دیگه بیارم آنهم به خاطر دخترک وباباش  حالا باباهه پسر هم میخواهد فقط میگی فرمایشی است ؟

ولی حالا حالا ها تصمیم ندارم شرایط جور نیست

بیکار هم که دارم میشم خدا کنه پروژه دوباره تمدید شه (برام دعا کنید)

کار پیدا کردن هم اینجا  مثل همه جای دنیا کار سختیه   از طرفی  بیزارم از هر روز مسیر عوض کردن ،تغییر مکان مرا کلافه میکند من زود خو میگیرم ودیر دل میکنم

تازه قلق(غلغ) کار دستم آمده بود بهر حال هر چی خواست خدا باشه

هفته که دارم به پایانش نزدیک میشم هفته بدی بود برام خیلی............ حال خوشی نداشتم با امدن پ دیروز این هفته حقش را برای من اداء کرد دیشب حالم بد بود با خوردن مسکن ویک چای نبات کمی بهتر شدم

این کورس زبان لعنتی هم آنقدر سخته برام که نگو. استاد هم مثل فرفرک حرف میزنه من به سختی میفهمم

کاش به سمستر دومش مینشستم برام سنگینه ،این همه درس .

به خاطر نداشتن وقت رفتم نشستم سمستر سومش

اگر بی کار شوم دوست دارم از پایینتر شروع کنم نمیدانم ..گیجم

26 شهریور تولد دختر ناز منه که افتاده به یک شنبه و چون همه کارمندیم مراسمش رابه جمعه انداختم

یک محفل کوچلو میگیرم عمه هاش ومامان بزرگ ها وزن عمویش وخاله هاش را دعوت میکنم

بعد از ظهری یک مراسم براش میگیرم خدا کنه خوب بشه میخوام کادو براش یک پلاک زنجیر طلا بگیرم وباباش هم یک دوچرخه خوشگل هنوز نرفتم بازار وهیچ آمادگی ندارم

مراسم جمعهء فردا نیست جمعه دیگه است وجالبه که 28 شهریور هم عروسی ماست که من معمولا در روز 27 هر دومراسم را برگذار میکردم ولی امسال میخواهم سالگرد عروسی مون را تنهایی برای خودم وشوهری جشن بگیریم ومن هنوز نمیدانم براش چی کادو بگیرم

شاید یک ساعت گرفتم واقعا مشکلترین کار برای من خرید کادو برای آقایان است

دیگه اینکه لطفا  برام دعا کنید خیلی محتاج دعام