بس که کارم بی نظمه یعنی هنوز نظمش دستم نیامده
اینجا رییس دارم بانک ازین حرفا نبود که
صبح میرفتم داخل دکه ام مینشستم کار مشتری های بانک را راه میانداختم وعصر هم به موقع دروازه بانک
بسته میشد
رییس کاری به ما نداشت خودمان کارمان را میدانستیم
ولی اینجا هر لحظه جناب رییس یک امر ویک فرمایش دارند
دارم دیوانه میشوم
شاید این آخر ماهی گزارشم را دادم راحت شدم
اینجا ما با ماه های میلادی کار میکنیم ودالر هم میگیریم اصلا انگار اینجا آمریکاست
راستی شنبه ها هم مثل کشور های غربی تعطیلیم
روز ها میگذرد فردا عروسی دعوتم پسر خاله ءشوهر نمیدانم میتوانم مرخصی بگیرم اینجا اکثر عروسی ها را در
روز برگذار میکنند که برای کسانی مثل من کارمند خیلی بده
یک چیز دیگه نمیدانم چرا به شدت باز دید کننده های وبلاگم کم شده گاهی میگم بیا درش را تخته کنم
باز دلم نمیاد آخه اینجا برای خودم مینویسم
تویی که میایی ومیخوانی خوب وخوش باشی
همه چیز در پروفایل ذکر شده