من اف.غ.انی هستم

اهل اف.غ.انس.تان هستم  شهر ه.رات یکی از بزرگترین شهرهایش و هم مرز با تایبات و مشهد مقدس.

 هرگز در ایران مهاجر نبودم ولی چندین بار سفر داشتم  در شهر های مشهد؛ تهران . قم. و شمال و از مردم این مرز و بوم که دقیقا آنهارا مردم خودم میدانم خیلی خوشم  میاد و دوستان زیادی دارم .

دلیل اینکه کمی لحجه دارم  را الان فهمیدید؟

حالا بهتر شد. راحت میتوانم از رسم و رسومات خودم بگم و شاید ازین طریق بعضی از سوء تفاهم های  را که بعضی از دوستان ایرانی نسبت به افغانها دارند بر طرف کنم .

 من بیشتر مخاطبانم را نا خودآگاه دوستان ایرانی تشکیل دادند هنوز در اینجا زنان عامه اف.غ.ان با چیزی به نام انترنت زیاد آشنا نیستند .

 من وامثال من هم از استثناهات هستیم  فکر کنم کافی باشه

اگه سوال دارید بپرسید.

............

دو شب پشت سر هم مهمان داشتم شب اول جاریم همان که قبلا هم در موردش گفته بودم .

و دیشب هم مادر و خواهرمن که حالا با هم همسایه هستیم  مهمانم بودند. خیلی خوش گذشت ضمن اینکه حسابی خسته و بیخواب شدم .

امشب هم به عروسی دعوتیم عروسی پسر دایی همکلاسی دانشگاهم است اسم این همکلاسیم فدیه است دوست صمیمی من وخواهرم است (من وخواهر بعدی من در دانشگاه همکلاسی بودیم) 

من وچندتا از هم کلاسی هایش را دعوت کرده میدانم خیلی خوش میگذره بیچاره شوهری باید تنها باشه

دیروز بلاخره مادر شوهر وخواهر شوهرم بعد از ۱۵ روز که من به خونه جدیدم آمدم آمدند خونه ام . من هم از شما چه پنهان جلو بچه اش از ایشان گلایه نمودم که حالا عید فطر به کنار من تازه به این خونه آمدم وشماهم تا حالا ندیده بودید حق نبود زود تراز اینها میآمدید؟

و حسابی شرمنده  کردم ایشانرا .

خواهر شوهرم داشت از حسودی میترکید وقتی خونه را دید نیم ساعت نشستند تا چای و میوه و آجیل اوردم ؛بلند شدند که ما میرویم .

 من زیاد اصرار کردم شب بمانند گفتم که مادرم اینها شب مهمان مایند که تا شندیدن داغ کردند آدم به این حسودی ندیدم . دست خالی آمدند نه کادوی نه چیزی .

با اینکه خسته ام باید برم خونه. ظرفها را دیشب خواهرهام شستند ولی باید برم خانه جارو کنم وگرد گیری در شهر من خیلی گردو خاک است ازین پس در مورد آب وهوا وچیز های دیگرش بیشتر حرف میزنم

من که اصلا شما را از خودم جدا نمیدانم و احساسم نسبت به شما بیشتر از یک هموطن است خدا کنه شما هم همین طور باشید

پ:ن راستی شوهرم الان ۲۸ سالش است ۲۳ سال از عمرش را در تهران زند گی کرده دقیقا مثل ایرانی ها حرف میزنه و روی من هم تاثیر گذاشته عاشق ایرانه اگر به او باشد میگویید برویم ایران زندگی کنیم ولی من نه.

همشه کم میارمت

همیشه کم میارمت

نمیشه که ندارمت

پ:ن اگر شما بدانید اینجا مخصوصا ه.رات چقدر تحت تاثیر ایران قرار داره هم از موسیقی گرفته تا طرز لباس پوشیدن و غیره باور نمی کنید