خونه بهم ریخته وسایل مان نسبتا بهم ریزهمه جا افتاده... آخه دلم نمیگیره دیگه جمع و جور کنم تا عید فطر میرویم خونه جدیدمان

گجکار ها به شدت دارند کارمیکنند شوهری تلاش داره تا عید بریم خونه خودمان

کمی از وسایل را جمع کردم هنوز پرده ها را نشستم و از فردا قراره جدی اسباب اساسیه ام را بسته بندی کنم

 از طرفی بانک خیلی خیلی شلوغ شده

سر از پا نمیشناسم دعا کنید زودتر زند گیم نظم قبلی را بگیره

دلم برای تک تک تان تنگ شده

همه را میخونم ولی فرصت کامنت گذاشتن را ندارم جبران میکنم

عیدتان هم پیشاپیش مبارک روزهای خوبی داشته باشید

 ببخشید خیلی با عجله نوشتم