سرماخوردگی
همه کل خانواده در مریضی سخت سرماخوردگی از نوع سرفه های چرکی و شدیدش بسر مبیریم ،اول دخترک را گرفت بعد پسرک هر دو را بردم دکتر وبا کلی دارو و انتی بیوتیک برگشتم خانه بساط سوپ و شلغم را براه انداختم خوشحالم که اینجا هستم و میدانم دکتر دوای داده که فقط درد بچه را درمان کنه نه مثل کشور من که حدثی 7 ،8 قلم دارو میداد تا بلکم یکی افاقه کنه خوشحالم که اینجا دکتر هایش واقعا دکتر اند الان اگر در کشورم بودم یقینا که شش دانه سفترکسون آمپول تزریقی برای هر دو بچه مینوشت و تا یک هفته باید پسرک انتراکت دستش را نگاه میکرد ومیزد زیر گریه و خوشحالتر اینکه اینجا بچه ها ارزش ویژه دارند.
بعد از سه چهار روز پرستاری بلاخره مریضی خبر کرد و امروز رفتم دکتر و با انواع دارو های که اکثرا چوشیدنی و یا مثل قرص جوش ست برگشتم و الا ن افتاده روی مبل نرم فیروزه ای رنگم و دارم قرص جوش ی را که دکتر برای نمیدانم سرفه یا چی داده مزه میکنم که هم شور است هم شیرین هم ترش.وهی فکر میکنم نهار چی بپزم الانه که دخترگشنه از مدرسه برگرده کاش ای کاش همسرم آشپزی بلد بود.
همه چیز در پروفایل ذکر شده