روزمره گی
سه چهار روزه آمدیم سفر به شهری که برادر شوهر کوچیکه مجردی یک ماه قبل از ما آمده بود براش خونه دادن همراه با پسر عمه همسر ،تولد پسر عمه بود خیلی خیلی خوش گذشت مهمانها هم تقریبا 50 نفری بودند دوستانش آل.مانها و دوستان مشترک برادر شوهر وپسر عمه که ایرانی بودند .
دوشب هم است خونه یکی دیگه از فامیل های دور آمدیم خانمش خیلی دختر خوبیه کلی با هم قصه کردیم و آشپزی خیلی خوش میگذره .علت دیر نوشتن ادامه سفر نامه به خاطر این بود فردا برمیگردیم از شهر ما تا شهر برادر شوهر 6 ساعت با قطار راه است سفر خوبیست و کلی شارچ شدیم .انشالله بزودی قسمت دیگر سفر نامه را خواهم نوشت فقط چون دارم با جزییات مینویسم خیلی طولانی خواهد نظر شما چیست خلاصه تر بنویسم یا همینطوری خوبه؟
پ :ن به جواب دوستی که پرسیده بود مخارج زندگی تان را از کجا در میارید ؟دولت آلمان برای هر فرد مهاجر حقوق تعین میکنه و ماه به ماه به حساب مان میریزه تا مدتی که انترویو کند و تکلیف معلوم شود اگر قبول شویم بعدا باید کار کنیم و مثل مردم عادی مخارج مانرا خودمان دربیاریم معلومات بیشتر را میتوانی از نت بگیری .
همه چیز در پروفایل ذکر شده