میخواهم دوباره بنویسم ولی سخته
دلم میخواهد دوباره بیام بنویسم ولی بس که ننوشتم نوک انگشتام قفل شده.اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم سفر نامه مهاجرت را نه ننوشتم باشه انشالله یک وقتی با مبایل تایپ سختمه.
کم کم شروع میکنم شاید ازین رخوت ننوشتن بدر آیم.
یک ماه و پنج روز در کمپ عمومی بودیم و ترانسفر شدیم به یک آیم ،بهتر از کمپ عمومیست ولی باز به خانه نمیرسد فعلا همینقدر که یک اطاق خواب تمییز و شخصی با یک اطاق غذا خوری همراه یک فامیل مشترک داریم غنیمته،حمام و دستشویی آشپزخونه کلا مشترکه از پیشرفت های کار مهاجرت ما دیگه اینکه ثبت شهرداری شدیم ،شهر ما مشخص شد ،نزدیک به یکی از شهر های بزرگ و زیبا و مشهور با بیست دقیقه فاصله قطار ،اسمش را فعلا نمینویسم ،کارت بانکی داریم دخترک رسما شامل مکتب(مدرسه)شد .
همسر میره کلاس زبان من تا هنوز نرفتم از خاطر تنهایی پسرک از طریق نت زبان میخوانم .این پیشرفت ها را داشتیم که به نسبت کسانیکه فعلا در آیم مشترک با ما هستند زیاده .بقیه اکثرا 9 ماه یا هشت ماه میشه که آمدند ولی تازه با ما اینجا هستند ولی ما در کل 2 ماه بیشتر نیست وارد این کشور شدیم .همه میگویند شما شانس دارید البته اجازه خانه را داریم ولی مشکل اینجا ست که مردم خانه به مهاجر نمیدهند انشالله بزودی ازین وضعیت هم خلاص شویم وصاحب خونه بشیم.منتظر دعا و انرژی مثبت تان هستم.
راستی کسی تا هنوز به ینجا سر میزنه؟
همه چیز در پروفایل ذکر شده