در یک تصمیم عجله ای از طرف ریس راهی سفر شدیم

بهتره اینطوری بگم که روز چهار شنبه رفته بودم عروسی برادر همکلاسی هدف دور همی همکلاسی ها بود،عصرش که رسیدم خونه دیدم چندین تماس ناموفق دارم زنگ زدم مسول بخش گفت خانم ریس فرمودند بگویید خانم فلانی جای من در ورکشاب فلان که در شهر کابل است اشتراک کنه شب که موضوع را به همسر گفتم گفت همه با هم میرویم اول راستش راضی نبودم اخه پول بلت طیاره از انجا که دفتر تنها مصارف مرا میپرداخت نه مصارف همراه را زیاد میشد بعدش با خودم فکر کردم یک لحظه وقت خوش به ملیون ها می ارزه دیگه این شد که عصر جمعه پرواز داشتیم به سمت کابل والان در یک هوتل بین المللی خیلی شیک و بزرگ با فضای سبز عالی که هر روز مهمان قطرات باران است و اکثر مهمانانش خارجی هستند میباشیم این سفر یک هفته ای است که کل هفته را من روزها از ساعت 8 صبح تا 4 عصر در ورکشاب هستم و همسر و دخترک پسرک با خوش میگذرانند خوشحالم که این سفر جور شد یک تبدبل اب و هوا میشود .ولی حیف که فرصت کم است و روزها کوتاه تا برگردم هوتل شب میشه و نمیشه زیاد تفریح کرد بجز رفتن به فروشگاهای بزرگ که انهم با شنیدن قیمت هاگوش های آدم سوت میکشه . بقیه وقت هن در هوتل هستیم واز نت پرسرعتش استفاده میکنیم ، فیلم میببنیم و با بچه ها سرو کله میزنیم.

با گوشی تایپ کردم ببخشید کم و کاستی هایش را.

پ:ن از دیشب پسرم صورت و شکمش دانه های سرخی که فکر میکنم پشه گزیده گی باشه پیدا شده دانه خیلی درشت و همراه با خارش شدید است دخترم هم که کوچیک بود در یک سفر اینطوری شده بود طفلک خیلی اذیته برایش پماد بیتا میتازون میزنم بازهم آرام نداره اینجا دکتر نمیشناسیم همسر یک شربت برایش خریده لطفا اگر شما تجربه دارید کدتم دارو ویا راه حلی بلد هستید به من بگویید ممنون میشوم.