دوستان خوبم برای آرامش روحی من دعا کنید روز های سرد سختی را میگذرانم همین...

نه بلدم در ابهام حرف بزنم نه حس و حال تو ضیح دادن را دارم (همین قدر بگم مشکل از رفتار همسر با خانواده منه )آن هم با نوشتن پست از طریق گوشی

دو باره دلو(بهمن) رسیده وباز من حتا مرز های افسردگی را فتح کردم.

پی نوشت 1 تنها دلخوشی هم اینه که درکرسی گرم بخزم و از طریق گوشی پست های تازه شما را بخوانم و خاموش دربرم

پی نوشت 2 مخصوصا کشف وب های جدید و غرق شدن در روز هايشان مثلا وبلاگ (به باغ همسفران)و خواندن عاشقانه های فنچ بانو و افکار مثبتش حتا شرمنده براش یک کامنتم هم ننوشتم تا هنوز

پی نوشت 3 برای آنها هم که کامنتم نوشتم کامنتم برگشت خورد و بی حوصله تر شدم از آنجمله برای غزل باران عزیزم که این اتفاقی را که براش افتاده رابه فال نیک میگیرم..

همه را میخوانم گولو،صحرا،آیدا،وبلاگ های هواخوري ،عطر برنج،همسر بهشتی که تازه کشف کردم،روزهای بهم ریخته،حتا رونا ک که ننوشته مریناز،جوگیریات،وووووچقدرنام گرفتن سخته حالا باید به اندازه یک پست اسم ببرم خلاصه به اضافه اینها خیلی خیلی های دیگر را هم میخوانم واین طوری لحظه های کند را سپری میکنم از کار هم تا هنوز خبری نیست