پست های چند خطی
تمام دیشب تا الان که ساعت به وقت اینجا 6 صبح است ودارند اذان میگویند را من بیدارم اصلا خوابم نبرد زیاد دردی هم نداشتم جزء همان درد های معمولی همیشه ولی نمیدانم چرا تا صبح بیدار بودم دیگه کم کم حوصله ام سر آمد آهسته از تخت پائین شدم وامدم داخل دهلیز؟(هال) کرسی را به برق زدم ونشستم از دیشب به صورت خیلی کم لکه های کوچیک خون میبینم نمیدانم به خاطر چیست سر دخترک اینطوری نبود واز ساعت های فکر کنم 3 شب به بعد زیر دلم را کمی درد میگیرد که باز هم با درد های زایمان دخترک فرق دارد . کمی زیره با تخم شویت جوش دادم وبا کمی نبات شیرینش کردم خوردم گفتم اگر باد گرفتگی باشد خوب شوم ولی باز هم هر ده دقیقه همان درد میاید سراغم . دکترم گفت تا 13 بهمن وقت دارم به خاطر این حرف دکتر الان منتظر درد زایمان نیستم نمیدانم چی خواهد شد . بهر حال منتظرم اگر نتوانستم پست بگذارم تا مدتی که نمیدانم چقدر خواهد بود شما را به خدا میسپارم ولی تا حد امکان سعی میکنم به زودترین فرصت از خودم خبر بدهم
ویا شاید من هم دوباره برگشتم وگفتم خبری نبود وفینگیل سر جاشه چه میدانم والا
بهر حال منتظر ومحتاج دعا های گرم وانرِِی مثبت شما عزیزان هستم وبرای همه دعا خواهم کرد مخصوصا آنهایکه ازم خواسته بودند.
نظرات این پست را باز میگذارم چون معلوم نیست چه شود
همه چیز در پروفایل ذکر شده