دیروز مهمان دوست مان بودیم .من خواهرم عجول با دوتا از همکلاسی های دانشگاه

خوش گذشت وبعد از مدتها خندیدم وشاد بودم نهار لازانیا پخته بود که خیلی خوشمزه بود

این وسط دوتا حامله بودیم من ودوستم رحیمه که او یک ماه از من جلوتره واحتمالا هر دوتای ما پسر داریم

کلی دسته جمعی اسم های پسر را ردیف کردیم ومن هی میگفتم نامردی اگر اسم خوب را تو کش بری باور کن اگر اسم مورد علاقه من را بگذاری روی بچه ات من هم همان اسم را میگذارم وکلی شوخی کردیم اخر سر هم من بازهم اسم دقیقی  را نتوانستم انتخاب کنم 

این وسط یک دوست دیگر ما که تازه عروسی کرده وشوهرش مقیم هالنده ودنبال کارهایش است سخت مصروف چت وحرف زدن از طریق گوشی و  نت با شوهرش بود بود

وما همش مسخره اش میکردیم گوشی را بزور   خواهرم گرفته بود وچت های هر دوتا را میخواند وما میخندیدیم

سر برگشت هم با موتر(ماشین) همه را رساندم .

روز خوبی بود تا ساعت 11 سر کار بودم بعد اجازه گرفتم ورفتم دخترک را هم بردم برای او هم کلی خوش گذشت

امروز دلم میخواهد بروم بازار برای خرید بلکه بشه برای فینگیل خرید کنم

همچنان پنج میزان(مهر) تولد خواهر کچولوی منه میخواهم برای اوهم کادوی بگیرم

از طرفی انگار بلدزر از رویم رد شده خستهء خسته ام

ببینم چی میشه

خاله کارگر الان خونه است وداره تمییز کاری وبشور بساب میکنه

خوبه ظهر که برم خونه همه جا برق میزنه برای نهار هم کمی کوفته دارم ولی کافی نیست نمیدانم دیگه چی درست کنم حوصله غذا پختن هم نیست 

برای فردا هیچ برنامه ندارم

دلم میخواهد تخت بگیرم استراحت کنم احساس خستگی میکنم

دیروز وقتی برگشتم خونه همسر یک دانه گلدان خوشکل با گلش برام خریده بود نمیدانم اسمش را شما چی

میگویید من برایش میگویم (گلبرگ) به جای آب برایش باید چای بریزیم

روی دروازه یخچال نوشته بود

گلم ! برات گل خریدم دوستت دارم هوارتا     (فلانی)

خوشحال شدم بعد هرچی خواستیم نوشته را پاک کنیم پاک نشد

ازین مارکر های استفاده کرده بود که پاک نمیشه شب که آمد کلی با وایتکس وبنزین رویش کشید تا پاک شد

این هم ازین

راستی فینگیل همش داخل شکمم شیرجه میره گاهی با دوتا پاش همزمان لگد میزنه گاهی خودش را قلمبه میکنه خلاصه بهاری داریم با این آقا فینگیله

تا قبل از اینکه تکونهاش شروع بشه راستش هیچ حسی نداشتم الان ولی خیلی احساسش میکنم

با اینکه دکتر با اطمینان گفت پسره بازم من شک دارم نمیدانم درسته که برم دوباره سنو کنم یا نه؟

احساس میکنم کمی چاق شدم واز همه بدتر دماغم (همان بینی) الان بیشتر میایه بهش بگم دماغ خیلی بزرگ وبد ریخت شده ابروهام هم کم پشت شده

اصلا حس آرایش ندارم

ولی بی آرایش هم که خیلی بد ریخت میشم

موهایم هم به شدت ریزش پیدا کرده  دارم همچنان دارو میخورم وآمپول نوش جان میکنم به خاطر عفونت ادراری

دیگه همین ها

آخر هفته خوب خوشی داشته باشید دوستان