مدتهاست میخواهم در مورد زایمان درینجا پستی بگذارم

تا جای که از وبلاگ ها واین بر اون بر اطلاع دارم در کشور شما زایمان کلا شده سزا.رین

ولی اینجا اینطوری نیست اکثرا طبعی زایمان میکنند البته در گذشتهکه خوب همه حتا شفاخانه(بیمارستان) هم نمیرفتند

مثلا همین مادر من هشت شکم (نام خدا)یعنی (ماشالله) را در خانه بدنیا آورده اکثرا هم به کمک یک دایه(زنی که درس نخوانده فقط از طریق تجربه چیز های میداند)

الان هم همه زایمان طبعی میکنند مگر اینکه دکتر تشخیص بده در دور بری های من مثلا خودم خواهر های  شوهرم وهمبجین(جاری) ام همه طبیعی زایمان کردیم

یعنی فقط یک همکارم سزار.ین شد که آنهم مشکل داشت ولگنش خورد (کوچیک)بود

بقیه طبیعی زایمان میکنند وخوب به استثنای درد های زایمان که وای خدا تا یادم میافته ترس برم میداره

از همین ترس این چند سال حامله نشدم

بعدش که بچه دنیا آمد دیگه دردی نداری وراحت میتوانی راه بری و ووووو

که خوب سز.ارین یک عمل است ومدتها طول میکشه تا زخمش خوب شه کشور شمارا نمیدانم اینجا بعدش یک رد خیلی بد هم روی شکم باقی میمانه که جالب نیست

من دخترک را طبیعی زایمان کردم شوهری الان گیر داده که این یکی را سزا.رین کن من میگم این چه کاریه حالا

 که یکی را دنیا آوردم دومی را سزا.رین  کنم

میگه عوضش درد نمیکشی

البته الان اینجا هم خانم ها شروع کردند یک عده که این کار را یک مد میدانند وبا افتخار میگن سز.ارین میکنم

وتعداد زیادی کلینیک های خصوصی(بیمارستانهای کوچکی که شخصی درست شده تحت حمایه دولت نیست)

تا مریض را میبرند به خاطر مصارف عمل وخوب اینکه باید حد اقل یک شب یا دوشب بستری شوی عاجل دست

 بکار میشوند وخانواده بیمار را هم دست پاچه میکنند که یالا باید عمل شود

واینطوری داره تعداد زایمان های طبیعی کم میشه 

ولی عده هنوز هم طرفدار زایمان طبیعی هستند خوبی دیگر زایمان طبیعی اینه که بعد از زایمان دوساعت بعدش

 میتوانی بچه را برداری بروی خانه که در بیمارستان های کثیف اینجا تحمل یک شب ماندن خیلی است

حالا بیاییم یک کم از دخترک بگم

این دخترک ما عاشق نی نی است وخوب مدتها بود که ازم نی نی میخواست تا اینکه به آرزوش رسید

هر روز پیراهنم را بالا میزند وشکمم را بوسه باران میکننند وبا زبان نی نی ها قربان صدقه نی نی اش میرود

وبرعکس بابایش خطابش به نی نی همش خواهرک من است

چند روز پیش خسته از سر کار آمده بودم ودر بین دهلیز(هال) بالشتی گذاشته بودم وجلو تلویزون دراز کشیده که

 یک دفعه دیدم دخترک به شکل پیشی ویا سگ چهارپا چهارپا میدود طرف شکمم واز خودش صدای سگ وگربه را درمیارد

پرسیدم چیکار میکنی گفت دارم نی نی را بازی میدهم

هنوز شکمم زیاد برجسته نشده ودخترک عصابش خورد است که تو چرا زیاد غذا نمیخوری که شکم ات بزرگ بشه

چند روز پیش داشتم راه میرفتم ویادم نیست همینطوری چی میخوردم

دیدم دخترک میگه مامان یک بار یه این بر دهن ویک بار به اون ور نجو  با دندان های جلوی بجو وبعد مستقیم قورت بده

میپرسم چرا میگه خوب اینطوری که شما میجوید وقورت میدهید میریزد روی سر نی نی وبه دهنش نمیریزد

دخترک فکر میکنه من هر چی میخورم وقتی قورتش میدهم نی نی اون پایین دهانش مثل دهان گنجشک بازه ومیریزه در دهنش

الان من به یک مشکل گیر ماندم مدتها پیش دخترک از من در مورد اینکه چه جوری از شکمم بیرون آمده پرسیده بود ومن سوراخ ناف را نشانش دادم وگفتم ازینجا بیرون آمدی

دخترک سریع ناف خودش را نشانم داد وگفت من هم ازین سوراخ ها دارم که بزرگ بشم نی نی ام ازینجا بیرون بیاد

وخوب من توضیح دادم که روز های اول اینجا زخم شده بود وبزرگ بود الان خوب شده

بعد ازینکه پست خانم اردیبهشتی را خواندم ناراحتم ازینکه به دخترک دروغ گفتم وبیشتر هم نگرانم که خوب وقتی

 نی نی دنیا بیاید به دورغم بیشتر شک میکند از طرفی داره بزرگ میشه ودیگه نمیشه سرش را شیره مالید

شما مادر های سز.ارینی یک جوابی دارید برای بچه ها ما چیکار کنیم

دیگه دوست دارم این دوغ را دوباره بهش نگم وخوب نمیدانم چی بگم براش در عوضش؟

این بچه های این دور زمانه  هم که یک پا فیلسوف اند

پینوشت : راستی کسی اونجا  طبیعی هم زایمان میکنه؟ منظورم مردمان شهر نشین هستش