استعفاء
دیروز هر چقدر منتظر ماندم کسی در مورد تصادف حرفی نزد امروز قرار بود روزه باشه وما هم تعطیل که دیدم ساعت 6:30 همکارم زنگ زد وگفت امروز روزه نیست وباید برویم دفتر حالم گرفته شد ولی چاره ء نبود عوضش صبا(فردا) رخصتیم وچون پنج شنبه هم وسط دو رخصتی میشه پنج شنبه هم تعطیلللللللللل
خوب بین راه از راننده پرسیدم که ریئس دیروز باهاش چی برخوردی کرده که بنده خدا خندید و چیزی نگفت اما همکارم گفت که ریئس قبول نکرده هم تاکسی که با هاش تصادف کردیم خسارتش را گرفته وهم دروازه موتر مارا ترمیم کردند راننده پولش را داده(اینجا هیچ بیمه وجود نداره متاسفانه نه بیمه جانی ونه مالی اگر خونه آتیش بگیره یا ماشین گم شه یا هر اتفاقی باید صاحبش بپردازه )
وخوب من هیچ وقت حاضر نیستم که تاوان کار مرا یک راننده فقیر بپردازد هنوز نمیدانم چقدر مصرف شده ولی خوب باید پولش را بدهم
از دست ریئس ناراحتم , دفتر ما یک دفتریست که مصارفش را کشور های اروپایی میدهند وخوب اگر میخواست میتوانست بگذارد به پای مصارف دیگر دفتر چون ماشین در حال انجام کار دفتر براش مشکل ایجاد شده بود ولی این کار را نکرد
خوب بدرک خدا را شکر به خیر گذشت اگر خدای نخواسته دستم صدمه میدید آنوقت چیکار میکردم
یک خبر دیگه هم اینکه چند روزه میخواهم بنویسم نمیشه
من همراه همه همکارانم که در پروژه ما کار میکنند استعفا دادیم و تا آخرماه جولای بیشتر درین دفتر نیستیم هر چند تا هنوز استعفای ما قبول نشده
به خاطر اینکه درین اواخر به شدت وضع نا امن شده از طرفی نزدیک به انتخابات همیشه بهم ریزی میشود
ساحاتی(حومه شهر) که کار میکنیم اکثرا طال.با.ن در آنجا هستند وتازگی ها چند تا خانمی که در موسئسات کار میکردند از جمله دختری را که خودم میشناختم را اختطاف(آدم ربایی) کردند
از طرفی تعداد روز های رفتن به شهرستان ها زیاد شده بود وباید در هفته چهار بار میرفتیم
وخوب این حقوق ما ارزش اینرا ندارد که ریسک کنیم حقوق من میشود تقریبا (یک ملیون پول شما اینجا حقوق که میگیرند خیلی خیلی بیشتر ازین هاست) اصلا هر چقدر هم که باشد به قیمت آبروی یک زن نیست
کارم را دوست داشتم کمک به زنان به شدت محروم جامعه بود زنانی که در محیط شان به اندازه حیوان قدر نمشوند
دخترانی که در کودکی به شوهر داده میشوند و زنان محرومی که کتک خوردن را حق شان میدانند دوست داشتم کار کنم وخوب همچین کار های درجامعه ما خطرناک است حتا ممکنه به قیمت جان آدم تمام شود
مردان این مناطق نمیخواهند که زنان از حق وحقوق شان با خبر شوند که کار ما آگاه ساختن شان بود وبرخلاف میل مردان زور گوی این شهرستانها ومناطق دور افتاده
دیگه نشستن در موتر(ماشین) آنهم به مدت 2الی3 ساعت ورفتن در جاده های خاکی ونا هموار برایم سخت بود ومدتهاست که شوهر اصرار دارد این کار را ول کنم
وبلاخره استعفا دادم
هنوز کار دیگه دست وپا نکردم وکار پیدا کردن هم آسان نیست از طرفی دنبال کار نصفه روزه هستم که بجز معلمی کار نصفه روزه نیست که معلمی هم جنجال داره وهم باز به آسانی مقرر نمیکنند
نمیدانم از طرفی دوست داشتم این ماه ها را مصروف باشم که برایم سخت نگذرد بهر حال میسپارم بخدا
هرچی خواست او باشد
خدا را شکر کار شوهری فعلا بد نیست امیدوارم فینگیل ما پا قدم کند ودیگه مجبور نباشم مثل دخترک بگذارمش کودکستان(مهد) وبروم سرکار
برایم دعا کنید وانرژی مثبت بفرستید تا تصمیمی را که گرفتم برایم خوب باشد از بیکاری وافسردگی بارداری و خانه نشینی میترسم دعایم کنید
همه چیز در پروفایل ذکر شده