سوپرایز
سلام دوستان
امتحان نظر ی رانندگی را بخیر گذراندم ومنتظرم ببینم کی عملی را میگیرند که انشالله از آن هم سر بلند بیرون شوم
آن روز رفتم که مراحل فورم رانندگی را طی کنم
که شامل آزامایش خون آزمایش بینایی ووو بود
وقتی داشتم آزمایش خون میدادم یک لحظه به ذهنم رسید حالا که به خاطر رانندگی دارم آزمایش خون میدم وقتشه...
که با کمال تعجب شنیدم که بله مثبته
اینک زن متاهل به مهربانی خدا دوباره از مهر مادری سرشار شده من الان یک دانه کنجد که شوهری اسمش را گذاشته (فینگل) توی دلم دارم
بلاخره بعد از این همه اصرار شوهر ودخترک تسلیم شدم وماه اردیبهشت اقدام کردم بدون مشوره دکتر در حالیکه شش ساله دارم جلو گیری میکنم
فکر نمیکردم در اولین ماه بار .دار شوم که خدا را شکر شد
نمیخواستم به این زودی بیام بگم
آخه آن روز خیلی جو گیر شدم وسوتی دادم
ازین طرف هم دیدم هی دوستان میایند وحدث شانرا که دقیق هم است میگویند وجالب اینکه چندتا هم خواب مرا دیدند که باردارم
از آن جمله صحرای گل که خوب خوابی هم دیده خدا خوابش را به واقعیت تبدیل کنه
دیدم اینطوری پیش برم سورپرایزش کم میشه گفتم بیام هم سوپرایز کنم وهم ملتی را از انتظار دربیارم
برام دعا کنید
تا حالا تنها شوهرم میداند ودوتا از همکارام
حتا به خواهرم عجول هم نگفتم یعنی میخواستم بگم فرصت نشد
دیروز رفتم عصری بعد از کار خونه مادرم دختر عمه مادر هم بود نشد که به مادر بگم هر چند که عکس العمل مادر برایم واضعه فکر نکنم زیاد خوشحال بشه
عادتش اینطوریه
حتا به دخترک هم نگفتم آخه با اینکه آزمایش مثبت بود ولی هنوز باورم نمیشه
با امروز پنج روزه عقب انداختم میترسم هر لحظه سر کله پری پیدا شه .... ونمیخوام باور کنم ...دیشب کمی داشتیم با شوهر ودخترک داخل موتر بین خیابانها ول میگشتیم وآهنگ گوش میدادیم
به شوهر میگم یک بی بی . چک بگیر میگه میخواهی چیکار یکبار که آزمایش گرفتی ...
ولی عکس العمل شوهری خیلی شدید بود از شادی چشم هاش برق میزد
وآنقدر الان مواظب منه که نگو اول صبحی از پیاده روی صبحگاهی آمده ویک پیاله شیر موز گرفته دستش ومیگه بیا یک کم شیر به بچم بده
در حالیکه من هنوز از جام بلند نشدم
چب چب نگاهش کردم وگفتم این مهربانی هایت تا حالا کجا بوده؟
خودم خیلی حالم خوبه اصلا دلبدی(حالت تهوع)ندارم سر دخترک هم همینطور بودم
اینقدر دلم میخواد مثل این خانم های باشم که داخل فیلم ها میپرند میرند داخل دستشویی (عق) میزنند وهمه هوایشان را دارند پشت در منتظرند بعد با صورت خیس از حال رفته میایاند بیرون
(خوب آرزویی زن متاهلی است دیگه چرا اینطوری نگاه میکنی؟)
دیکه کلی هم استرس دارم از چاقی این دوران وکمر درد های که سر دخترک داشتم والان هم کمی کمرم درد میکنه از بیدار خوابی های بعدش از عوض کردن پوشک بچه ازینکه از کار بیکار نشم
از اقتصاد ضعیف این روز های شوهر از ....از.... از
خدا یا برای تو ..... وپیش تو همه مشکلات آسان است
مشکلات مارا هم آسان کن
خدایا همه زن های را که میخواهند مادر شوند لذت مادر شدن را ازآنها دریغ نکن
التماس دعا
همه چیز در پروفایل ذکر شده