روز اول سال نو  دفتر بودم ولی نزدیک به لحظه سال تحویل شوهری آمد دنبالم وبا دخترک سریع  خودمان را رساندیم خونه

اول شوهرم پرید حمام ویک دوش گرفت من هم یک ارایش کردم بعد همدیگر را بغل گرفتیم وشوهرم با این شاخه گل رز سوپرایزم کرد وکلی دعا کردیم" />آپلود عکس رایگان و دائمی" />


 شب هم همانطور که گفتیم مادرم وخواهرم عجول را دعوت کرده بودم وشام هم سبزی پلو پختم با مرغ و بادنجان وسالاد و ماست ماهی هم شوهرم پخته از بیرون آورد در کل خیلی خوش گذشت

برای فردایش هم مادرم من وعجول را گفت شما نمیخواهد چیزی درست کنید من درست میکنم ومیرویم میله(پیک نیک)" />این جلوی ماشین پراید ماست آپلود عکس رایگان و دائمی" />

فردایش ساعت 8 رفتیم یک جنگل خیلی باصفا  Ø¢Ù¾Ù„ود عکس رایگان و دائمی" />" />

من ودخترک در حال قدم زدن باز نگویید که عکس از خودت نگذاشتی" />آپلود عکس رایگان و دائمی" />

چای خوردیم  با تخمه و جواری نهار هم کباب سیخی درست کردیم وپختیم با منقل وذغال آپلود عکس رایگان و دائمی" />

آخر سر هم با باقی مانده آتیش کچالو(سیب زمینی) آتیشی پختیم

میوه خوردیم توپ بازی کردیم برای بچه ها تاب درست کردیم از زمین های نزدی کاهو خریدم

خیلی خوش گذشت.این هم دستهای خواهرم عجول که قلب درست کرده کلا این خواهرم عاشق بدلی جات عتیقه هستش" />" />

اینآپلود عکس رایگان و دائمی هم عکس من که از خستگی دراز به دراز افتاده بودم از بالای سرم گرفتم" />" />

فردایش رفتیم خونه پسر عمه شوهر ونهار مهمان شدیم بعد از ظهر هم با آنها رفتیم بیرون میوه وچایی خوردیم

این هم عکسی از دخترک وهوای ابری جمعهآپلود عکس رایگان و دائمی" />" />

شاید یک روز اینجا هم رمزی شد نمیدانم احساس ناامنی میکنم