روزانه نویسی
ولی الان تازه از سفر( به حومه شهر )به خاطر کارم برگشتم وخسته ام سردرد دارم شدید
کار های خانه تکانیم تقریبا تمام شده فقط قسمت سختش که همان شستن دستشویی وحمام است مانده
که آنرا هم باید انجام بدهم با اینکه هر جمعه کارگر دارم ولی دوست ندارم بگذارم دستشویی را بشوره دلم
نمیاد میترسم آه وناله بکشه وگناه داره به نظرم از لحاظ اخلاقی خوب نیست
دیگه شهر ما سبز سبز شده
ما اینجا به استثنای بعضی از مناطق سال نو را عید نمیدانیم وتنها عید همان عید رمضان وعید قربان را عید داریم.
خانه تکانی میکنیم سفره هفت سین را نداریم ولی به یک شکل دیگه آنهم مردم کابل ومزار شب سال نو
(سمنو)درسته؟ پخته میکنند وهفت میوه درست میکنند که هفت نوع آجیل مثل مغز بادام زمینی ؛بادام درختی،
مغز پسته،کشمش،ووووو
را چند روز پیش درآب میگذارند ویک چیز خوش مزه بدست میاید ودر روز های نوروز دارند.
سال نو لباس نو نمیپوشند به استثنای بعضی جاها
چهارشنبه سوری هم نداریم پس چی داریم ؟هاهاهاها
خانه تکانی داریم روز اول سال یا روز نوروز حتما از خونه بیرون میرویم وبه کوه ودشت صحرا میزنیم
سبزه میکاریم همه نه بعضی ها(من خودم میکارم دوست دارم)
وسال نو را هم به همدیگر تبریک میگیم وآرزوی سلامتی برای همدیگر میکنیم ودعا میخوانیم.
در بازار ها ماهی قرمز کوچک میفروشند وشوهر ما از چند روز پیش دوتا ماهی سرخ خرید داخل تنگ انداختم
وگذاشتم روی اپن آشپزخانه با اینکه اصلا ازین کار خوشم نمیآید وبرای ذوق بچه این شوهر ما حرف گوش
نمیکنه ومیخره.
عکس هم گرفتم بعدا میگذارم.
سیزده را هم بدر میکنیم ومیرویم (میله) ما به پارک رفتن وبیرون رفتن میگویم میله شما چی میگوید؟
دیگه ببخشید خسته ام بی نظم وبهم ریخته نوشتم چیز دیگری به ذهنم نمیرسد
اینجا به اندازه ایران روز های آخر سال شلوغ نیست وپر جم و جوش نیست
از آخر های ماه حوت(اسفند )خوب لذت ببرید دوستان
یادم رفت بگم ما اینجا فقظ روز اول سال رخصتی عمومی داریم از فرداش باید بریم سرکار
خیلی بده اینطوری نه؟
کلا شما خیلی تعطیلی دارید خوش به حالتان...
همه چیز در پروفایل ذکر شده