خاطرات
میخواهم در این وبلاگ یک قسمت جدیدی باز کنم
میخواهم از خاطرات کودکیم تا حالا را بنویسم به این قسم که تا هر جا تونستم مینویسم وبعد ادامه اش را
میگذارم به هر روز که حسش بود
این وسط از روزانه نویس هایم هم مینویسم
خاطراتم را شماره میزنم
شاید هم برای شما جالب باشد واین طوری در خلال این خاطرات خیلی از رسم ورسومات ما گفته شود وهم
این وسط برای من تجدید خاطرات میشه وبعضی از عقده های پنهان من باز گو میشه
.میدانم که گفتند درد ها از حجمش کم میکنه
میخواهم نظر خواهی کنم موافق هستید؟
پ:ن درین هفته چند تا فیلم دیدم یکی فلم (سن.گ صب.ور )بود با هنرمندی (گل .شیف.ته فرا.هان.ی )که
یک فیلم افغانیست وکارگردان هم افغانیست فیلم خوبی بود ولی میتوانست بهتر ازین هم باشد
وچندتا هم خارجی دیدم army of darkness را دیدم یک فلم فانتزی بود
کتاب هم یک کتاب را خواندم مجموعه از داستانهای ایست از داستان نویسان زن شهر خودم بد نبود
ودیگه همین ها
در هفته که گذشت یک مهمانی شیک تعارفی هم از سرم رد شد که حاصلش برای من سرماخوردگی ماند
واز من دخترکم هم گرفته وهر دو مریضیم
دیگه یک تصادف کوچک هم داشتیم که خدا را شکر به خیر گذشت ولی موتر (ماشین) ما داغون شد والان
بستریست
خوب وخوش باشید دوستان
همه چیز در پروفایل ذکر شده