این عصر ها وقتی میرسم خونه ودر را باز میکنم عطر نرگس های روی اپن آشپزخانه میخوره به صورتم ومن سرشار حسی ناب میشم

من عاشق گل نرگسم وچون اینجا گل تازه زیاد نیست یعنی برای فروش

آخه مردمی که پول نان ندارند پول برای گل از کجا بیارند

فقط درین فصل دسته های کوچک نرگس فروخته میشه وتا میاد به بازار شوهر که میدانه من چقدر دیوانه این گلم برام میگیره

مثلا اینطوری  شب که میاد خونه اول پشت سرش پنهان میکنه وبعد میگه چشمات را ببند ومن که چشمایم

را بستم میاره جلوی صورتم ومن جیغغغغغغغ

این شب ها در فضای از عشق  وعطر نرگس میخوابیم در دهلیز (هال) دسته گل  نرگس در اطاق خواب عطر نرگس

باید یک دسته ازین گل را به دفترم هم بیارم  و هر چند لحظه یک بار با نفس عمیق شمیم روح نوازش را ببلعم

وتا میتوانم نفسم را قید کنم وعطر گل را نگه دارم

مطمنم خسته گیم را فراموش میکنم

دیروز بعد از کار با خواهرم رفتیم یک فروشگاه معروف  برای خرید کادو ولنتاین برای شوهرهایمان

میگم چقدر سخته انتخاب کادو برای آقایان

بعد از کلی گشتن بلاخره من یک دست لباس خواب نخی خریدم با یک ست لباس زیر کلی هزینه کردم

وخواهرم هم یک شلوار لی گرفت با همان لباس زیر

این وسط یک فوشگاه حراج کرده بود ومن شدم صاحب یک جفت کفش مجلسی براق وپاشنه بلند خیلی عالیه

آنهم با قیمتی نصفه قیمت اولش

ازین پس باید عادت کنم عکس هم بگذارم مثلا عکس همین خرید هایم را 

پ:ن فردا امتحان E دارم

وفلم هم این روز ها آخرین مجرد را دیدیم و خارجی هم یک فلم کلاسیک the other Boleyn girl کسانیکه

علاقه مند اند ببیننند جالبه این فلم