من دیروزم را به ستاره بخشیدم که از مدار خودش خارج شده بود.
وفردایم رادر چشمان تو خلاصه کردم که هنوز متولد نشده ای.
تولد من در حجم پندار یک پرنده پنهان است و مرگ من در آخرین نقطهء خیابان.
هنوز صدای ترا میشنوم که از شهراساطیر مرا میخوانی........
پ:ن -خوب نیستم در کل این هفته خوب نبودم هفته پر از مریضی من و دخترک وباباش
هفته کم آوردن پول در بانک به اندازه که میشد با این پول یک پالتو لوکس برای خود خرید
شش روزه به شدت مریضم خو.ن ری.زی امانم را بریده با آن هم مرخصی هایم تمام شده ومجبورم بیام سر کار
دیروز به شدت اعصبانی بودم و پریروز به شدت گریه کردم.
هوا سرد شده و من از سرما بیزارم
من سردمه واز گوشواره های صدف بیزارم
همه چیز در پروفایل ذکر شده